|
پیش به سوی ۸ مارس !
نگاهی به پیشینه 8 مارس -(به زبان انگلیسی)
اي زن اي حضور زندگي
به سر رسيد زمان بندگي
جهان ديگري ممکن است
تلاش ما سازنده آن است
اين صدا صداي آزادي است
اين ندا طغيان آگاهي است
رهايي زنان ممکن است
اين جنبش سازنده آن است

نظر شما در مورد این حادثه چیست؟
یا این اقدام را تائید می کنید؟البته با در نظر گرفتن مقتضیات زمانی آن
آیا بهترین راه حل ممکن بود ؟
و سوال اصلی :
نظر شما در مورد این جمله چیست ؟
بدون شك اسلحه انتقاد نمی تواند جايگزين نقد مسلحانه شود، نيروی مادی را فقط با قدرت مادی می توان كوبيد، ولی تئوری نيز از همان لحظه ای كه توده ای می شود، تبديل به نيروی مادی می گردد
پیشنهاد این بحث : فانوس خون عضوی از گروه آرمان

و اما شعر :
این دود سیه که از بام وطن برخاست
از ماست که بر ماست
وین شعله سوزان که برآمد ز چپ و راست
از ماست که بر ماست
جان گر به لب ما رسد از غیر ننالیم
با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن این جاست
از ماست که بر ماست
ما کهنه چناریم که از باد ننالیم
بر خاک ببالیم
گوئیم که بیدار شدیم! این چه خیالی ست
بیداری ما چیست؟
بیداری طفلی است که محتاج به لالا است
از ماست که بر ماست
ملک الشعرای بهار
جایزه نوبل – اصلان دور قمری
منبع:مجله راه آینده شماره 3
روی سخنم با بزرگان و دست اندر کاران امور است .
البته باید توجه اندیشمندان و بزرگانی را که در زمینه جوایز هنری ، ادبی ، فرهنگی و به خصوص عزیزانی را که در زمینه ی جایزه ی نوبل فعالیت دارند نیز به چند نکته جلب کنم.
مگر نه این است که به خالق آثار هنری و ادبی و کسانی که در زمینه اختراعات ، نو آوری می کنند جایزه ای در خور ، تعلق می گیرد ، که گاهی این جایزه جهانی می شود و سر انجام جایزه ای که باعث افتخار هر ملت و دولتی است : یعنی نوبل می انجامد .
مگر نه این است که به قهرمانان پس از کسب پیروزی مدال تعلق می گیرد و عزیزان وزنه بردار با انواع و اقسام جوایز بر سکوی جهانی می ایستند و ما با افتخار از برافراشته شدن پرچم کشورمان به خود می بالیم ، پس ای بزرگان ، بدون هیچ فوت وقتی خود را کاندیدای جایزه نوبل کنید و با افتخار به جهانیان بگویید که ما در کشورمان از پوست و گوشت و خون و چند تکه استخوان ، کودکانی ساختیم که می توانند ماه ها غذای گرم و سال ها گوشت نخورند . !
می توانند سال ها در خیابان بخوابند !
می توانند بدون آنکه مدرسه ای رفته باشند ، استاد ماهری شوند ، البته در اعتیاد و فساد و هزاران شغل این چنینی ما با وجود این کودکان نیاز به بازیافت مکانیزه زباله نداریم ، آن ها بدون کم ترین هزینه ای زباله ها را جمع می کنند ، بازیافت می کنند و آن را تبدیل به لقمه نانی برای خود و خانواده های شان می کنند .
این کودکان بهترین وسایل آزمایشگاهی هستند و انواع بیماری ها را تحمل می کنند و نکته جالب این که تولید این کودکان هیچ هزینه ای برای ما ندارد و جالب تر این که به نگه داری هم نیاز ندارند .
آن ها روز گرد و شب خیابان خواب هستند . آن ها فاتح قله ی فقر و گرسنگی اند ، آن ها رکورد دار استقامت در برابر نابرابری و تجاوزند . آن ها برنده ی ماراتن خیابان گردی اند . پس با افتخار بدون هیچ خجالتی خود را برای دریافت نوبل کاندیدا کنید ، چرا که ما هم مثل علم و علوم واقعی هستیم ، حقیقت داریم و قابل اثباتیم . مطمئن باشید این جایزه به شما تعلق خواهد گرفت .
کدام قهرمان را سراغ دارید که بدون کوچک ترین امکاناتی بزرگ ترین وزنه ها را بردارد ، من روزانه چندین کیلو نایلون و کاغذ را به دوش می کشم و کیلومتر ها راه می روم ، عاقبت لقمه نانی و ماستی برای خواهران و برادرانم می برم . جایزه وزنه برداری مال من است ، زیرا هنوز قدم 80 سانت نمی شود و وزنم 20 کیلو هم نیست . ده ها بیمارستان بزرگ شهر مرا می شناسند . اشتباه نکنید من دکتر آن بیمارستان ها نیستم . شهرت من به خاطر تمیز کردن سطل های زباله آن هاست ، من حتا نمی گذارم یک عدد برنج هم در آن ها جا بماند . تحمل کدام قهرمان در برابر فشار به اندازه ی من است ، کدام یک از شما شاهد خود فروشی خواهرتان هستید ، آن هم به خاطر سیر کردن شکم برادران و پدر از کارافتاده ی خود ! بزرگ ترین جایزه هنری را باید به ما بدهند که این گونه هنرمندانه در شهر هزار چهره ، زندگی می کنیم و در سکوت می میریم .
از آن جا که بیش ترین ستم ، فقر و بدبختی ، در به دری و آواره گی ، انواع بیماری ها سو ء استفاده های جنسی در کیسه ی ماست ، دیگر جایی برای جایزه نوبل نداریم اگر می توانید به جای آن به ما کیسه ی بزرگ تری بدهید و نگذارید تعدادمان بیش تر شود . ما حاضریم بار دیگران را نیز به دوش بکشیم ولی آینده گان مثل ما نشوند .
حال دیدید نوبل ایثار مال ماست !؟
سلام و درود !
چندی پیش تنی چند از دانشجویان دانشگاه تفرش اقدام به برگزاری نمایشگاه عکسی در شهر تفرش نمودند که گزارش آن را به شما به صورت خبری کوتاه گفتیم برای تقدیر از حرکت این دانشجویان و تشویق به فعالیت فرهنگی در دانشگاه تفرش چند عکس از آن نمایشگاه را در ذیل می آوریم و بار دیگر از تلاش – متاسفانه – غریبانه این دوستان تشکر می کنیم .









درسهايي براي متفكران جامعه
در برخورد با جنبش دانشجويي و جوانان
ريشه يابي اجمالي واقعه اول بهمن1340
گفتوگو ي مهندس لطفالله ميثمي
با دكتر مسعود حجازي
اشاره: همانگونه كه در گفتوگو با آقاي حسين شاهحسيني باعنوان "اول بهمن 1340؛ درسهايي براي جنبش دانشجويي" در شماره 24 نشريه ذكر شد، چشمانداز ايران بر آن است كه به بررسي سه نقطهعطف جنبش دانشجويي ـ شانزده آذر 1332، اول بهمن 1340 و هجدهم تير 1378ـ بپردازد. از اينرو در ارتباط با واقعه اول بهمن 1340، كتابهاي چندي مورد مطالعه قرار گرفت. ازجمله اين كتابها ميتوان به "تاريخ سياسي 25 ساله ايران، سرهنگ غلامرضا نجاتي"، "از نهضت آزادي تا مجاهدين، خاطرات لطفالله ميثمي" و اقتصاد سياسي ايران، دكترمحمدعلي همايون كاتوزيان" اشاره كرد. سوالاتي نيز براي انجام مصاحبه براي دكترحجازي فرستاده شد كه در زير ميآيد: