|
دست های پیر مرد سخن از رنج سالیان می گوید. چهره آفتاب سوخته و دست های خشن او را که می بینم یقین می کنم دورانش را مثل ما نگذرانده باشد.
بله او یک کارگر است.
از رژیم مترقی شاه می گوید که یک روز که سوار بر اتوبوس کارمندی شده است او را از آن بیرون پرتاب کرده اند.
از فرزندانی می گوید که باید در سرویس هایی متفاوت به مدرسه می رفتند..
اما بزرگ ترین اشتباه عمرش را در دوران حکومت مستضعفین ! انجام داده است . جایی که شرایط برای کارمند شدنش مهیا بوده و بنا بر توصیه اطرافیانش که گفته بودند: امروز نان کارگران در روغن است از این کار خودداری کرده بود بی آنکه بداند تاریخ می گوید ، کارگر چه می داند روغن و نان چیست؟
فریب می خورد و اکنون همسرش دردمندانه – با دردی که رنج نمام تاریخ را احساس می کنی – می گوید چرا کارمندان را همیشه به سیر و سفر می برند؟ چرا ما در حسرت سیاحت مانده ایم؟
نمی دانی چرا؟
شاید اشنباه تو در انتخاب همسر ، همسر تو کارگر است .
ما که همواره در رفاه نسبی یا مطلق بوده ایم خود در این ابتذال تاریخی شریکیم.
هیچ یک از ما تا کنون کسی را که بد لباس و بد ظاهر است تمثیلی از یک کارگر نپنداشته ایم؟
به جد می گویم ، نگفته ایم مثل کارگر ! ها می ماند؟
اما هیچ ا خود گفته ایم چرا مثل کارگر؟
کارگر نمی داند مد چیست ، برایش مطرح نیست که رنگ سال چیست ، کارگر یک روز تا شب کار کند شاید بفهمد که نان چیست.
امروز کارگران جهان حکومت نمی خواهند ، امروز به زنجیر هایشان عادت کرده اند.
دیگر برای رهایی نمی خواهند از دستشان بدهند. در نظام سرمایه محور زنجیر ها هم قیمت دارند ، زنجیر ها هم سرمایه اند.
کارگران امروز از مهرورزان اولترا راست نان می خواهند.
امروز کارگران تنها می خواهند زنده بمانند!
آیا اول ماه می ، را مسیری برای تغییر نظم موجود قرار خواهند داد؟
12 اردیبهشت روز معلم در ایران اعلام شده است.
زحمتکشان جهانی دیگر را می خواهند.
باید صبر کرد و نظر کرد ...
"کارگران جهان روزتان مبارک"

حکم اولیه
به دلیل :
1- ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه و عدم رعایت مقررات دانشگاه.
2- تجمع غیر قانونی در صحن دانشکده برق در تاریخ 15/12/85 تحت عنوان روز جهانی زن.
محکوم می شود به :
تنبیه ماده 7 ( محرومیت ازتسهیلات رفاهی دانشگاه از قبیل وام و خوابگاه و ... )
از گوشه و کنار شنیده می شود برگزاری مراسم ۸ مارس در دانشگاه تفرش دلیل اصلی احضار ها بوده است.