|
سال هاست كه به جاي پاسخ گفتن به نقد ناقد را حذف كرده ايم . به جاي پاسخ به كتاب كتاب سوزانده ايم . به جاي شك كردن ترسيده ايم ، عمل كرده ايم و هرگز نپرسيده ايم چرا؟
اينكه تابو ها چيستند و چگونه بوجود آمده اند يك فرايند تاريخي است و صفحه ها وقت خواهد گرفت (1)
همه ي اين ها را گفتم تا نظر خودم را پيرامون قضيه اي بيان كنم كه با ايميل (در صورت وتمايل) يكي از دوستان آغاز شد و نقد ساير دوستان را به همراه داشت البته من ارتباط اين ايميل و دكتر شريفي را نفهميدم اما اين قضيه - ايجاد ارتباط بين اين دو موضوع - من را با پرسشي رو به رو كرد كه نتيجه جالبي داشت موضوع پرسش نامه اي است كه توسط فردي در سايتش قرار گرفته و تا آنجا كه من مي دانم قرار نبوده پاسخ اين پرسش نامه به دوست هم كلاسي ما ارسال شود اما بحث ظاهرا بر سر اين است كه اصلا چرا اين ايميل به گروه زده شده است . اگر گروه صرفا علمي بود كه البته فكر نمي كنم هدف موسسان آن بر اين بود خب طبيعي بود كه ميلي با موضوع خارج از اين حيطه نبايد زده مي شد . اما ما مواردي را داشتيم كه مسائل جالب مورد علاقه خود را در اختيار دوستانمان مي گذاشتيم و من اين ايميل را هم در همين چارچوب ارزيابي مي كنم و اين است درك من از گروه 84t_sanaye.حال مي رسيم به اين سخن خانم يعقوبي كه گروه جاي هرگونه اراجيف ، ياوه و هذيوني هست يا نه؟ منظور ايشان از اين همه را نفهميدم به هر صورت ايشان دوست داشتند كه پاسخ نقد را به شيوه اي كه در ابتداي متن به آن اشاره شد بدهند نمي دانم اين دوست ما و ساير دوستان وقتي تابلو سازمان بهداشت تفرش در رابطه با روز جهاني ايدز را ديدند چرا نرفتند و بگويند مگر دانشگاه جاي اين حرف هاست ؟ ( البته اگر نرفته باشند) البته اين ديد كه من نام آن را تابو ي واژه ها مي گذارم در خيلي از برادران هم وجود دارد كه مي فرمودند چرا به جاي واژه (......) { از همه مخافان سانسور عذر مي خواهم ولي بايد در اين آخرين ايميل به گروه به اساسنامه پدرخواندگان گروه عمل كنم} جداي از اينكه چرا اين واژه زشت است با ايشان گشتيم معادل بهتري پيدا نشد.
سال گذشته كه تنها نشريه دانشجويي دانشگاه تفرش توقيف شد و اعضاي نشريه به كميته انضباطي ( البته براي موضوعي ديگر ) احضار شدند آقايي كه مي خواست حقانيت اقدام كميته انضباطي را اثبات كند گفت نگذاريد بگويم كه چرا شما را به كميته انضباطي احضار كردند - دوست داشتيم مي گفتند اما نگفتند - و ديگري مي گفت كدام بچه مسلماني به عصمت دختر پيامبرش توهين مي كند و... آخرش اينكه شما باعث شديد كه بچه ها بروند و از مسئولان بخواهند كه با شما برخورد كنند و برادر آشناي !! ديگريبر سر كلاس خود از استاد سبحاني نيا حكم ارتداد ما را گرفت.
سال گذشته در جلسات كانون مطالعات وقتي بنده حكم ارتداد مسلمان زاده را منافي حريم شخصي و آزادي انديشه خواندم پاسخ خانم يعقوبي اين بود كه حق ندارم به عقايد
ديگران توهين كنم - چه سريع از دايره مسلماني خارج مي كنند؟؟ - چرا عادت نكرده ايم پاسخ نقد را به شيوه اي مشابه ناقد بدهيم تا كي مي خواهيم به پشتوانه اينكه عقايد ما مشابه اكثريت جامعه است با فحش و نا سزا و حذف فيزيكي جواب نقد را بدهيم شما را لينك مي دهم به موضع نشريه ايران نو كه ما در تريبون آزاد مرزي براي بيان عقايد نمي توانيم متصور باشيم اگر چه خود مشي و عقايد خاص خود را داريم - سخن سردبير - حتي يك نفر ايميلي در جهت نقد مطالب نشريه نزد و آن كردند كه گفتم و با قدرت رانتي خود ايران نو را تنها با چاپ يك شماره به محاق توقيف كشاندند تا نشان دهيم در عمل براي دفاع از عقايد خود چيزي در آستين نداريم لذا بايد آن ها را از نقد مصون داريم.
يك بار ديگر مي گويم ما نمي دانيم چرا به انجام يك كار عادت كرده ايم و چرا نبايد در مورد عاداتمان مورد پرسش قرار گيريم و اگر كسي چنين كرد قطعا انسان بي شعوري است.
" اين آگاهي هاي ما نيست كه جامعه را مي سازد بلكه اين جامعه است كه آگاهي هاي ما را مي سازد "
اما بگذاريد در پاسخ به دوستي ديگر كه به موضوع دكتر شريفي اشاره اي كرده بودند
بايد بگويم كه در تعبير مفهوم شعور در خوان اول مانده ايم آقاي جابري چون با صراحت با نام و نشان و با عنوان در صورت تمايل !! نظر بنده خدايي را [ اصلا ملحد ، كافر ، بي شرفي را ] روي گروه گذاشته است ارجيف مي گويد ، ياوه مي گويد ، هذيون مي گويد ، ادعاي روشنفكري دارد ، ادعاي تمدن دارد ( عجب مفهوم وسيعي دارد در صورت تمايل مصداق روشنفكري و تمدن هم دارد !!!!) و خلاصه در يادگيري الفباي شعور در جا ميزند ايشان ارزش آمدن به دانشگاه را ندارد ( در اينجا دوستمان ما را به ياد چادر هاي سياه دهه 60 دفتر تحكيم وحشت در مقابل دانشگاه ها مي اندازد آنان كه كساني را كه ارزش آمدن به دانشگاه نداشتند را مي ربودند و امروز اي خداي من هر كدامشان خاكي بي نشان از گلزار خاوران اند) و اين سايت را با سايت دوستيابي اشتباه گرفته اند ( تجربه عضويت در اين سايت ها را ندارم ، آيا براي دوستي بايد با چنين موضوعي صحبت را شروع كرد؟ خوشحال مي شوم ياد بگيرم شايد روزي به درد خورد!!) و به كار بردن لفظ آقا در مورد ايشان اشتباه است و ايشان روان پريش هستند ، كوتاه فكرند و خانم nicegirl_pani در انتخاباتي كه خود برگزار كردند نماينده خانم ها و زبان آن ها شدند و انزجار خود و همه خانم ها را از ايشان اعلام كردند خانم nicegirl_pani ايميلي ديگر هم زده اند كه در ذيل مي آيد از آن ديگر واقعا چيزي نفهميدم!
امان از واژه در صورت تمايل كه چه كار كه نمي كنداين شبيه به اين است كه بگوييد بفرماييد آب [ يا هر پيشنهادي ديگر حتي از نوع خيلي بي شرمانه آن] و شما ليوان را بر سرش خورد كنيد چون مايل نيستيد آب بنوشيد!
خلاصه اين آقا بي شعور است اما آن آقايان لوكس و زر ورق شده سرمايه داري با شعورند كه با نگاه حيواني خود شما را مي نگرند اما لفظ قلم و به چارچوب اجتماع سخن مي رانند مديران بيچاره !! و حيوان صفتي كه كارمنداني ترجيحا خانم و آن هم با روابط عمومي بالا را مي پسندند اما ... به مقام استاد توهين نمي كنم و اين قضيه را مختوم اعلام مي كنم.
آخر آنكه :
رفقا بترسيد! از شك ها فرار كنيد ! عقايد مخالف را بسوزانيد! فيلتر كنيد!
هرچه باشد ما زاده قتلگاه دگر انديشانيم. (آذر ماه سالروز قتل دگر انديشان است يادشان گرامي)
عضويت در گروه خشكي كه به پيشنهاد خانم nicegirl_pani بنگاه دوستيابي نيست را بيش تر از اين جايز نمي دانم اين جا را دوست داشتم چون احساس مي كردم مي توانم با هم كلاسي هاي خوبم دوست باشم چون مي توانيم با هم تمرين اتحاد و دموكراسي كنيم آنچنان كه تا امروز اين چنين بود اما از امروز ماندن در اين گروه را درست نمي دانم دست تك تك دوستانم را مي بوسم و از همراهي شان و اتحادشان سپاس گزارم اميد وارم كه گروه به وظايف علمي خود عمل كند اي كاش دوستان مقاله اي نقدي ، نظري را به آقاي جابري ايميل مي كردند. جواب نقد يا نظر ( حتي اگر سخن خود آقاي جابري بود ) فحش و ناسزا نيست در گروهي كه پدر خواندگانش دستور كار جديدي را ارائه كرده اند نمي مانم چون اين اساسنامه جديد را قبول ندارم چون عضو گروه نيستم لطفا نظرات خود را در بخش نظرات وبلاگ بگذاريد خواهشا نظرتان را بفرماييد خطابم به همه بچه هاست
امتحانات نزديك است پايان ترم خوبي داشته باشيد!!
(1)مثلا در زماني ازدواج گروهي وجود داشته است، ازدواج گروهي يعني چند مرد و زن با هم زندگي مي كردند و تشكيل يك خانواده در مراحل بربريت تمدن را مي دادند و تخطي از اين امر در آن زمان تابو بوده و كناه محسوب مي شده است حال ما بايد بگوييم العياذ بالله پدران و مادران ما در چه فسق و فجوري بوده اند؟ اين عادتي بوده در آن زمان اين كه چگونه شكل مي گيرند بحث ما نيست
كتاب توتم و تابو فرويد و منشا دولت ، خانواده و مالكيت خصوصي انگلس در اين زمينه وجود دارند.
(2) nazarat montaghedan
خانم یعقوبی
salam
fahm va dark ma az ((group sanaye_t84)) chy bayad bashe?
yek goroh elmy ya gorohe dosty ya jayee baraye tabadole etelaat & hamahangy darsha & kelasha & tatiliha .
ya na ..................................................... jayee ke mishe dar on har arajif & yaveh & haziony ra ferestad.
motaasefam baraye baziha ke alaraghme edeaye tamaddon & roshanfekry ????????????????????????????
hanoz dar yadgiry alefbaye shoor dar ja mizanan.
خانم nicegirl_pani
atam ba hamun aghayuniye ke doktor sharifiye bichararo separe balashun kardand,fekr konam ma hame unghadr bayad darko shour dashte bashim ke vagheiyathaye doro baremuno ghabul konim,agha na to daneshgahe ma balke dige har jaye donyaro ke negah konin khanuma sabet kardand ke mitunand az aghaunam bartar bashand pas ino ro hesabe ostad nazarin,2-berid begardid bebinid to khodfetun kasaee hastand ke hanuz arzeshe ini ke biyan daneshgaho nadaran daneshgaho basite dustyabi eshtebah gereftand,aghaye jaberi ke fekr mikonmam lafze goftane(AGHA)baraye ye chenin shakhsiyati shayeste nist site sanaye yek site elmist ezhare nazarhaye ravanparishiye khodetuno dar sitaye dige ham mitunid bedid ,in mailetun na tanha neshaneye roshanfekri(alkbate az dide khodetun)nabud balke nashandahandeye kutah fekri shoma va enzejare tamamiye khanumhaye sanaye az u shod,(yek nasihat hichvaght javgir nasho,harkariro to zaman va makane khodesh anjam bede ta pashimuni va badnami barat nadashte bashe)
(2)
salam in mail javabiye ba maile kasi ke fekr mikonam age ma javabi nadim shomaha (aghaun ),fekr mikonin che khabare,fekr konam hamegi maile rafighetno khunde bashin age be shoure daneshjuee reside bashin hame tasdigh mikonin ke jaye in mail to in group nabude,pas bayad azash tozih bekhayn,na inke ostad sharfiye bichararo motaham konid fekr konam harekate ezad va harfaye((( aghaun salimi soleymanimabni bar agar dar jabe yek sibe gandide bashjad aksare sibha gandide hastand eshare mikonam ezad ham namayandeye ye sibe gandide aya hameye shomaha mesle un hastin???????????)))
asle maghale:
majara az in shoro shod!!
باکره گی و مبانی سیاسی-اجتماعی آن
From : http://khargh.blogsky.com/
یکی از رفقای خوبم که خارج از ایران درس می
خونه مدتی پیش در مورد موضوع
یکی از تحقیقاتش با من حرف زد که برام خیلی
جالب بود و در نهایت تصمیم
گرفتیم برای تکمیل کارش پرسشنامه ای آماده
بشه تا از نظرات و ایده ها و
تجربه های زنان ایران استفاده کنیم . فکر می
کنم توضیح بیشتر نیازی نباشه
و مطلب پایین گویاست . خوشحال میشم در پخش لینک
و سئوالات و جمع آوری
اطلاعات برای این پرسشنامه کمکم کنید.
برای یکی از درسهایم مشغول آماده کردن تحقیقی
هستم به نام “ Politics of
Virginity “ ، باکره گی و مبانی سیاسی و اجتماعی آن
. هدف از این تحقیق
ایجاد یک فضای گفتگو برای طرح و بررسی سئوالات
و مفاهیمی ست چون :
- چرا در فرهنگ ما بر حفظ بکارت زنان
شدیداً پایفشاری می شود ؟!
- چرا در فرهنگ ما این فشار برای مردان
وجود ندارد و اصولاً در
ذهنیت فرهنگی جامعه ی ما این مفهوم برای مرد
تعریف نشده است ؟
- چگونه این پایفشاری بر حفظ بکارت در
زنان به نام تقوا ،
نجابت و عفاف و ... مانع بلوغ و تکامل تجربه ها و
شناخت نیازها و
رفتارهای جنسی شان می شود حال آنکه مردان را
در کشف و رشد نیازها و
تجربه های جنسی شان آزاد می گذارد؟
هدف نهایی این است که نتایج این تحقیق را در
قالب یک مجله ی هنر و داستان
که قابل دسترس برای عموم جامعه باشد ارائه دهم
. اکنون مشغول کشیدن
کاریکاتورهایی هستم که افکار و داستان های
خودم را درباره ی این نا
تساوی های جنسیتی بیان کنم . در کنار آنها
مایلم داستان زنان و دختران
دیگر را نیز بگذارم . هدف ایجاد یک فضای امن و
محفوظ است که زنان
بتوانند در آن از تجربه ها ، فانتزی ها ، سرکوب
ها و اوج و فرودهای جنسی
خویش سخن بگویند و آنها را به جامعه منتقل
کنند. می توانیم داستان
هایمان را در قالب جمله های ساده ، داستان ،
شعر، نقاشی یا شبیه سازی
های طبیعی ( مثلاً تشبیه نیازها لذت ها و
کمبودهایمان به صداهای طبیعی
همچون شر شر آب ، صدا و تصویر آتش فشان ، خش خش
برگ ، رعد و برق و باد و
صدای حیوانات و ... ) بیان کنیم. مجموعه
سئوالاتی را در ادامه نوشته ام
که می توانید در صورت علاقه در جهت تنظیم پاسخ
ها و داستان هایتان از
آنها استفاده کنید :
1- آیا ارزش گذاری زنان بر اساس بکارت ، نگرش
و ارزشی احترام آمیز
است ؟
2- آیا این ارزش گذاری مانع رشد و تکامل
نیازها و احساسات جنسی شما
شده است؟
3- این نیازها و احساسات جنسی سرکوب شده ( یا
نشده ) را با چه صدا
، حس و رنگی توصیف می کنید ؟
4- آیا این ارزش گذاری را به عنوان مانع و
ابزاری برای کنترل بدن و
هویت و فردیت تان ، در تمامیت احساسی ، فیزیکی
و جنسی اش ، می بینید ؟
5- برای ما زنان باکره گی به عنوان داشتن یک
خصوصیت فیزیکی ، یعنی
داشتن پرده ی بکارت تعریف می شود ، حال آنکه
بسیاری از ما در تجربه و رشد
شخصی مان عبور از باکره گی را برابر با به دست
آوردن تجربه ی جنسی و
بلوغ جنسی و ورود به وضعیت روانی جدید دانسته
ایم . برای برخی از ما
این تجربه ی جنسی در ارتباط ما با بدن خودمان
در ارتباط ما با دوستان
دخترمان یا در ارتباط ما با دوستان پسرمان
بدست آمده است بدون آنکه منجر
به از دست دادن آن پرده1 بشود تعریف شما از
باکره گی و از دست دادن آن
چیست ؟ آیا طبق این تعریف زنانی که تجربه ی
جنسی نداشته اند اما پرده ی
بکارت خود را بر اثر حادثه ای از دست داده اند
یا اصلاً از بدو تولد پرده
ای نداشته اند باکره هستند ؟ طبق این تعریف ،
زنانی که تجربه های جنسی
بسیاری با زنان و مردان دیگر داشته اند اما
پرده ی خود را حفظ کرده اند
باکره هستند ؟
6- آیا فرو کاهیدن بلوغ جنسی و هویت زن (از
طریق ارزش گذاری) به
داشتن و یا نداشتن یک پرده (یک عضو طبیعی از
اندام بدنش) امری اخلاقی و
محترمانه و حتی منطقی ! به نظر می آید ؟
7- این سیستم ارزش گذاری به سود و به ضرر کیست
؟
8- شما چه حسی نسبت به از دست دادن این پرده و
یا به دست آوردن تجربه
ی جنسی در خارج از چهارچوب ازدواج دارید؟
برادر ، پدر و دوستان مرد شما
چه حسی نسبت به ، به دست آوردن تجربه ی جنسی
خارج از چهارچوب ازدواج
برای خودشان دارند ؟
9- آیا پیامدهای اجتماعی و روانی کسب تجربه و
بلوغ جنسی در خارج از
چهارچوب ازدواج برای شما و اطرافیان مردتان
یکی است ؟ چرا ؟
10- نگاهی به سیر شکل گیری و تکامل رفتار و
غریزه ی جنسی تان بیندازید
، زمانی که چیزی نمی دانستید . حس کنجکاوی
هایتان ، سردرگمی های جنسی
تان ، اولین تجربه ی خود ارضایی و رسیدن به
ارگاسم در تنهایی و اولین
باری که به این اوج لذت در ارتباط با فردی دیگر
رسیدید را با چه صدا و
تصاویری می توانید توصیف کنید ؟
11- آیا رسیدن به این لذت در تنهایی یا با فرد
دیگری برای شما احساس
شرمگینی به همراه آورده است ؟ چرا ؟
12- نارضایتی ها و یا خشونت هایی که در روابط
جنسی تان تجربه کرده اید
را با چه رنگ ها و صداهایی توصیف می کنید ؟
اینها تنها بخشی کوتاه از سئوالاتی هستند که
ما زنان می توانیم برای خود
مطرح کنیم ، به آنها فکر کنیم و افکارمان را با
دیگر زنان در میان
بگذاریم .از میان این داستان ها ما می توانیم
خودمان را بهتر ببینیم و
بدانیم که در حس تجربه ها ، نیازها ، فانتزی ها
، لذت ها ، کمبودها و
خشونت های جنسی تنها نیستیم .
از اینرو و در پایان خواهشمندم در صورت تمایل
پاسخ هایتان را به طور
ناشناس و یا به هر طریقی که مایلید با ذکر سن و
شهر سکونت تان به آدرس
ایمیل من بفرستید :
Raha5505@...
تمامی حقوق و خواسته هایتان به عنوان شرکت
کننده و تولید کننده این تحقیق
محفوظ و محترم خواهد ماند.
با سپاس فراوان
رها
پی نوشت :
1- اصطلاحی که بنا به یدک کشیدن همه ی آموزه ها
و اصول اخلاقی مورد انتقاد
ما در این بحث پسندیده می بود اگر جایگزینی
برایش ایجاد میشد تا طبیعی
بودن و عضوی کاملاً ساده و طبیعی از بدن مان را
به وضوح نشان بدهد و
منتقل کند